Powered By Blogger

۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

حسین مهیاری

شانزده ماهی میشود که ازدل نرفته است ولی ازدیده رفته شاید همانطور که پاره دلم دخترم پگاهم درست بیست سال پیش در تیرماه سال شصت ونه دراثرحادثه یی دلخراش سپا ه اجل با عجله  بیرحمانه اورا ازما گرفت وپس ازان تنها همدردان درک واقعی تری ازحال وروزگارم دارند " حالت سوخته را سوخته دل داند"دوری دوست عزیزم حسین مهیاری  مرا که خراب بودم خرابتر کرد اوانسان بود وتسکین دهنده اشفتگیم تا حدی که دختران خوبش را پگاه میدیدم وهنوز هم اما باداغی مضاعف بردل و"می سوزم وصبر پیش گیرم"ارزویم بشارت بشیر اوست پر کردن جای پدرش را  مصطفی اقایی

۱۳۸۸ آبان ۱۶, شنبه

چرا کشکول؟

کشکول میوه درختی ست جنگلی مثل دوقلوه"کلیه"گوسفند از شکم به هم چسبیده ان دورا ازهم جدا وگاهی روی ان کنده کاری میکنند
زنجیریا رشته ییبه دولبه طولی ان متصل وبه کول میکشند"ازشانه اویزان میکنند"ودرکوچه وبازار بادستور پیرخود پرسه میرنند
مردم به دلخواه چیزی داخل کشکول میگذارند که باید دراختیار پیر قراردهنداوهم بی تصرف برای خود دراختیار مستمندان میگذارد
پرسه زنی درویش که معمو لا ازافراد سرشناس وصاحب نام جامعه می باشد تمرینی ست برای شکستن منم "تکبروخودبزرگ بینی"
شما هم اگر مایلید" غیراز پول "انچه درچنته دارید برای اگاهی دیگران درکشکول بریزید د م اقایی

۱۳۸۸ شهریور ۲۳, دوشنبه